دهکدهء مهتابی
جز برای دوست داشتن، سر خم مکن
انا اخماتوا انا اخماتوا نام مستعار انا اندرویو گرینکو شاعر روسی- اوکراینی است که بین سال های 1889 و 1966 می زیسته است. شاعر شوروی سابق ویکی از شاعرانی که به تاثیر گذاری روی شعر روسیه معروف است. شعر های اخماتوا از قالب های کوتاه غنایی گرفته تا شعر هایی در ساختاری محکم و بدیع سروده شده اند که درونمایه های آن را غالبن مضامین انسان دوستانه تشکیل می دهد؛ مانند شعر مرثیه(1935-40) شهکار تراژیک او که در باره دهشت و اختناق دوران استالین سروده شده است. شعر های او به لحاظ محتوا در برگیرنده مضامین متنوع به شمول زمان و خاطره های او می باشند. سرنوشت محتوم یک زن خلاق، و دشواری های زیستن و نوشتن زیر سایه اختناق ستالینسیم. اشعار اخماتوا به زبان های گوناگون برگردان شده اند ا ویکی از شناخته ترین شاعران روس در قرن 20 می باشد. اینک چند شعر او را از انگلیسی برگردانده ام. نمیدانم که زنده ای یا مرده می توانی روی زمین ادامه بیابی یا زمانی که خورشید به بی رنگی می گراید به یادم به خاموشی گریه کنی تمام کار ها برای توست؛ هر روز عبادت کردن طغیان بی خوابی در شب و شعر هایم؛ گروه سپید جامه و چشمانم؛ شعله های آبی هیچ کسی را اینقدر عزیز نداشتند دیگرکسی درپی عذابم نبود حتا کسی که مرا به رنج فریفت حتا کسی که مرا به گرمی بوسید و دیگر به یاد نیاورد. *** زیر چادر تاریک دستانم را به هم می مالیدم " چرا رنگ پریده ای، فکرت کجاست" - آنی را که دوست میداشتم از رنج آشفته ام هرگز از یادم نمی رود بیرون شد، تلو تلو خوران دهان غم انگیزش از ریخت افتاده بود دنبالش دویدم از راه پله ها بی انکه به کتاره ای دست زده باشم و فریاد کردم: من شوخی کردم، اگراز پیشم بروی از شدت غم خواهم مرد" آرام و سرد لبخندی زد و گفت: " از زیر باران چرا نمی روی" *** خاطره افتاب سر می کشد ازدلم سبزه ها بی رنگ تر می رویند و اولین دانه های برف چرخ زنان برزمین می نشینند آبی که در استانه یخ بستن است در غار های باریک از پای میماند اینجا دیگر چیزی اتفاق نمی افتد در برابر آسمان بید مجنون باد زن هایش را می گشاید لباس ابریشم ازهم گسیخته می شود شاید بهتر آن بود که زنت نمی شدم خاطره افتاب در دلم زنده می شود این چیست؟ این تاریکی؟ شاید! زمستان شبانه ما را در بر گرفته باشد
| Design By : Night Skin |



