دهکدهء مهتابی
جز برای دوست داشتن، سر خم مکن
آواز آبشار آواز آبشار قریه ی ما را مسافر می شنود مسافر می برد. ( عشق در یک قدمی ما ناپیدا است.) مسافر! بهار دیگر که آمدی از آبشار قریه کمی بگویی. یادداشت: دوستان عزیز سلام این شبه ترانه را کمتر دوستان توانسته اند بخوانند به ویژه واژه ی "شو "را که در لهجه ی ما شو هر معنا میدهد. من فکر کردم با این کار هم میزان صمیمیت این ناشعر بالا می رود از جانب دیگر با طبیعت این شعر شو همخوانی بیشتر داشت تا شوهر سپاس ترانه ی زنان زیبا روی (زیبارویان شو ندارند روزی ترا می دزدم روزی ترا می دزدم) دروگر جوان می خواند روی خر کندش. ( زیبا رویان شو ندارند ترا می دزدند ترا می دزدند) نجوان کنان مردی میان سال در دستش افسار اسپی که زن پنهانی نشسته بر آن. ( زیبا رویان شو ندارند) مردی کهنسال. تکیه داده به دیوار اتاق خالی. دروود عزیزان من رامش نتوانستند سوار کاران افغانستان لعنتی همه را می اندازد.
| Design By : Night Skin |


