تبليغاتX
دهکدهء مهتابی


دهکدهء مهتابی

جز برای دوست داشتن، سر خم مکن

 

 سلام دوستان

زمستان رسیده است. خنک جان آدمه می کشه منظورم همان زمستان اخوان

است.

وگرنه برای این برفی که می بارد شانه هایم را برهنه می کنم.

 

می وزد باد

بر شیشه ها می پاشد

برشاخه ها

بر یال ها و صورت ها

تاریکی.

 

باد می وزد و قوغ ها در کبودی پوست آواز می خوانند

آسمان را کی می تکاند روی شانه ها؟

زمستان چقدر صمیمی دهکده ها را فرا می گیرد.

 

ابر ها

 آب های جهان در دامن

روی سرما

ابر ها

شلاق های طویل در دست

روی سر جنگل

خیابان ها سبز و کبود

کشوری خوابیده برهنه. به رو

زمین را دندان می گیرد.

 

باد را از مغرب می کشند

باد در همه اشیا گیر کرده است

ریشه های ما از خاک بر آمده اند

" این دیگر لباس نیست. پوست تن است غارتگر!"

 

می بارد و می بارد

ما تیره و تر

می وزد باد همچنان.

 

 

 

 

قابل توجه دوستان عزیز!

یک نفر در این روز ها با استفاده از دریافت رمز ایمیل بنده

 که در اثر باز ماندن یاهو مسینجر به آن شاید برای چند

 لحظه ای دست یافته است به اکثر دوستان بنده از

آدرس من فحش و ناسزا گفته است

من ضمن اطلاع دادن از اینکه این میل ها کار آن جوانمرد

 است از همه ی دوستان پوزش می طلبم و یاد آوری

 می کنم که در صورت دریافت چنین پیامی خویشتن دار

 باشند من همین اکنون رمز پیام گیرم را هم تغییر میدهم

دست مریزاد دوست جوانمرد.

 

 

چارچوب دروازه

دختری ابری

از کوچه باد می گذرد

می گذرد از کوچه باد

از کوچه باد می گذرد

می گذرد

می گذرد

دختری ابر آلود

از کوچه باد می گذرد.

 

 وزد باد.

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 15:40 توسط مجیب مهرداد| |


Design By : Night Skin