تبليغاتX
دهکدهء مهتابی


دهکدهء مهتابی

جز برای دوست داشتن، سر خم مکن

ایستاده ام که رهگذری عاشقم کند

آرامش ازکفم ببرد دلدقم کند

آرامش ازکفم ببرد بهرزنده گی

تا غم دهد به دستم وتا لایقم کند

من خسته ام از این همه آسوده زیستن

عذرای دیگری شودو وامقم کند

یاری که ازقبیله آدم شوم  برون

حیوان مانده ام به خدا ناطقم کند

در چشم رود فرق من و تخته چوب چیست

پارو به دست سررسدووقایقم کند.

نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 14:44 توسط مجیب مهرداد| |


Design By : Night Skin