تبليغاتX
دهکدهء مهتابی
جز برای دوست داشتن، سر خم مکن
سر بزن اینجا هوای تازه استشمام کن

جاده ای تنهاست اینسو ها هوای گام کن

جاده میخواند سرود گامهایت نازنین

زود تصمیمی بگیرو ترک صبح و شام کن

سر بزن اینجا اگر در میزبانی کم شدم

درتمام شهروده مارا بزن بد نام کن

سفره ای از شعر از شاعر تدارک دیده ام

سفره ای ازبوسه های سرخ فکر جام کن

قصه فرسوده در شان لبان تازه نیست

بگسل این زنجیرها بر خاک ننگو نام کن

یا زبانم لال اگر در سر هوای دوست نیست

جارزن حد اقل رسوای خاص وعام کن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 13:4  توسط مجیب مهرداد  |