اينك صداي پاي من................. باز آمدم ............بازآمدم دوستان عزيز سلام آ شرمنده ام كه دير بعد سر زدم اما اينبار ماندن والايتان نيستم........ پس شروع ميكنيم.با همين ساده گي.
موي زيباي تو بي حادثهءمريم نيست پيش ماهم كه تب مهرووفايت كم نيست عطر يك دره گلي سرخي هر لالهءدشت هركسي ازتو نگويد به خدا آدم نيست موي سنگين ترا شاخهءسبز سنجد... ارزش ساده گيت هيچ كم از عالم نيست سفره گر حادثهءنان و عسل هيچ نديد در مقابل عسل چشم تو باشد غم نيست تاكه چشمم به تمناي رخت باز شده مرسل گونهءتو بي زرك شبنم نيست دختر گندم وجو صاعقهءداس ودرو دور ازسفرهءمهرتو دم شادم نيست جزتو در قريهءما قصهء فصلي كه شنيد لايق فصل تو شد خانهءدل، اين كم نيست باز ميگردم و دركوه ترا ميجويم يك صدا ميشنوم ،هي! ديگر دردم نيست
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 2:40 توسط مجیب مهرداد
|
درباره
دهكده ي مهتابي؛ من اینجا زاده شدام تو آیا چنین بختیار بوده ای؟