<-PostTitle->
<-PostContent->
+نوشته شده در <-PostDate->ساعت<-PostTime->توسط <-PostAuthor-> |
مردی درخت بود درختی که مرد بود
بر معبر تبر چه شکیبا چه فرد بود
هذیان باد را به تماشا نمی نشست
ایستاده بود بر گذر هرچه گرد بود
با ریشه های عاشق یک خاک استوار
بر جاده ماند تاکه نفس های سرد بود
آلوده خوی بی سرو ساما نگی نشد
برج و حصار و سنگر هر همنبرد بود
از گونه لاله میزدو از دیده آفتاب
مردی که آستانه گل های زرد بود
تا که نمیرد از دل این کوچه ساز ها
بی مدعا ترانه زن دوره گرد بود
میزد خروش در دل پس کوچه های ما
گربی رباب واز خم این کوجه طرد بود
از بام سوی شام روان رود بار جوش
شب را به کوی وبرزن ما خواب گرد بود
گر باد تازیانه زنان بر گذر گه است
مرد درخت رفته درختی که مرد بود
<-PostTitle->
<-PostContent->
+نوشته شده در <-PostDate->ساعت<-PostTime->توسط <-PostAuthor-> |
درباره من
![]() دهكده ي مهتابي؛ من اینجا زاده شدام
تو آیا چنین بختیار بوده ای؟ شماره همراه:0771205711 mujibmehrdad@yahoo.com منوی اصلی
نویسندگان
آرشيو نوشته ها
آرشيو موضوعی
پيوندها
پيوندهای روزانه
|
