تبليغاتX
دهکدهء مهتابی
جز برای دوست داشتن، سر خم مکن

      رنگ امید می پرد از نامهای ما          

این جاده باز میرمد از گام های ما

عمری و در نزاکت این بزم مانده ایم     

این باده باز میشکند جامهای ما

غوغای کاذبانه اگر جار تر شود   

کبک هلال میپرد از شام های ما

از ما شکار تر به بیابان کسی نرفت   

آهو به خنده آمده از دامهای ما

این باد مرده سرکش و طوفنده میشود  

موج گناه میکند این بام های ما

این سفره ایکه بهر طعامی گشوده ایم   

طعم ندیده میبرد از کامهای ما

مهرداد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 14:47  توسط مجیب مهرداد  | 
 

جنگل هر شب درباد

کوچ آبهایش را

مویه میکند

کوچ خیل خیل پرنده گانش را

جنگل هر شب 

لباس مخملینش ،غروو طراوتش را

درخواب میبیند.

میشنوی!

صدای پوسیدن را !

نسیم آنجا بوی چوب کرم خورده دارد.

پاییز اینبار حتا ، تا ژرفترین ریشه سرایت کرد.

پارینه ها جنگل ،دره را از صدای چلچله انباشته بود.

اینک سکوت سرد دره را،

صدای افتادن کاجی میشکند.

جنگل اینک ازباد میهراسد .

جنگل اینک

تن عریانش را

مویه میکند.

مهرداد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 10:39  توسط مجیب مهرداد  | 
 

بهارو من نفس سبز باغ میخواهم  

به حجم سرخ حکایت دماغ میخواهم

درین عبوس شب انتظارو تنهایی    

 به قدر یافتن تو چراغ میخواهم

به جز حکایت چشمت هرآنچه قصه تهیست   

دگر پناه نگاهت فراغ میخواهم

غروب بود که رفتی زشهر ویرانم    

زهر سپیده کنونت سراغ میخواهم

به قدر روی تو در این شبم سپیدی بود  

 چرا به روزن روی تو داغ میخوواهم

غریبه تک وتاریک این شبستانم    

 به قدر یافتن تو چراغ میخواهم

مهرداد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 10:37  توسط مجیب مهرداد  | 

درواز،بدخشان

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 16:0  توسط مجیب مهرداد  | 

درواز،بدخشان

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 15:49  توسط مجیب مهرداد  | 
دیوان حافظ شیرازی

، قابل اجراء بروی ویندوز اکس پی
دارای قابلیت جستجو ی اشعار،حرکت صفحه به صفحه در اشعار،فال وغزلیات حافظ شیرازی
برای دانلود بالای ادامه مطلب کلیک کنید.

 
 

 

 دیوان حافظ شیرازی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:12  توسط عوض امیری  |